او در اين مقاله اينگونه نوشته است: يك سوال سالها بود كه برايم مطرح بود: اگر كارفرمايي براي همان كاري كه زنان انجام ميدهند و 59 سنت بابت آن ميگيرند، مجبور است به مردان يك دلار بپردازد، پس چرا كارفرمايان هنوز مردان را به استخدام خود درميآورند؟ اگر زنان در برابر توليد كار بيشتر، دستمزد كمتري دريافت ميكنند، بنابراين زناني كه خويشفرما هستند و شغل خود را دارند، ميبايست از مردان خويشفرما درآمد بيشتري داشته باشند. بنابراين موضوع را بيشتر بررسي كردم. اما با كمال تعجب مشاهده كردم كه زنان كارآفرين 50درصد كمتر از مردان كارآفرين درآمد دارند.
سخنرانان، ميتوانند بدترين دشمنان خود باشند.
بيزينس ويك در بررسي تازه خود راهحلهايي حرفهاي براي موفقيت در سخنراني ارائه كرده است. اغلب تجار حرفهاي، با موقعيتهايي روبهرو ميشوند كه در آنها بايد تلاش كنند كارمندان، مشتريان يا همكاران خود را مخاطب قرار دهند و براي آنها به بهترين نحو ممكن سخنراني كنند. گاهي تعداد شنوندگان آنها يك تن و گاهي هزار نفر است.
كارماينگالو، نويسنده كتاب «ده راز ساده بزرگترين تجار جهان» در كتاب خود ده عادت بد سخنراني را كه مانعي بر سر راه برقراري ارتباط بين سخنرانان و مخاطبانشان است، معرفي كرده است.
در اينجا با اين ده عادت بد در هنگام سخنراني و راههاي غلبه بر آنها آشنا ميشويم:
انگار نمی دانند وقتی دلم تنهاست 
وقتی تهی تنهایی
تمام کوچه پس کوچه های ذهنم را پر می کند
وقتی دهان فریادم قفل می شود
سرودهایت آن آهنگ زلال و خنکی است
که بر گونه های غمگینم جاری می شود
انگار تنهایی ام دیگر تنها نیست
انگار افسانه ها درد ها و فریادهایم را به تو سپرده ام
و چه اینک آسوده ام که می روم تا دوستی دستهای پژمرده ام را
که تو لبریز از شکوه و شوق شکفتن کرده ای نثارت کنم
درماندگی ام را روانه ستاره ها می کنم
از این ستاره تا آن ستاره
صدای شکسته بال قلبم را تا سبزی برگهای آسمان خیالت پرواز می دهم
و سپس آه و افسوسم را با گلویی خشکیده و زانوانی لرزان از پل عبور می دهم
پل دوستی تو که دری به خانه خورشید را به رویم می گشایند
و آنگاه جز تو دیگر هیچ نمی بینم...
اغلب آمريكاييها معتقدند هزينه بنزين منجر به «تنگناهاي مالي» براي خانوادههايشان ميشود و سياستمداران اين كشور را بهخاطر آنكه تلاش چنداني براي حل اين معضل نكردهاند، سرزنش ميكنند.
بهرغم هيجاني كه دلالان و مصرفكنندگان نفت از خود نشان ميدهند، تاكنون قيمتهاي بالاي نفت تنها تاثير محدودي بر اقتصاد آمريكا گذاشته است. اما جورج بوش و ساير سياستمداران ميخواهند طوري جلوه دهند كه گويي در حال اجراي سياستهاي خاصي هستند. در اين هفته، رييسجمهور آمريكا درخواست كرد جمعآوري ذخيره استراتژيك نفت اين كشور بهطور موقت متوقف شود و كميته سناي آمريكا اعلام كرد قصد دارد بر ماليات پرداختي شركتهاي نفتي بازنگري كند، وقتي قيمتهاي نفت ناگهان دچار نوسان ميشود، نبايد نقش ساير عوامل را در اين مهم ناديده گرفت.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
یک هنرمند دیگر رفت. متن کامل این خبر را در اینجا بخوانید. روحش شاد.
در ديدار هوجينتائو رييسجمهور چين، از آمريكا، نرخ ارز و صادرات از موضوعات داغ مورد بحث بود اما برخي معتقدند كه اقدامات مورد نظر هم به هيچيك از دو كشور كمكي نميكند.
سفر رييسجمهور چين به آمريكا، در روز بيستم آوريل به يقين در رسانههاي جهاني از اهميت ويژهاي برخوردار بوده است. اما اين ديدار تغيير چنداني در سياستهاي پولي چين كه فعاليتهاي تجاري بين دو كشور را تحت تاثير قرار داده است، ايجاد نميكند. سياستهايي كه موجب از بين رفتن مشاغل، درآمدها و شكوفايي بسياري از صنايع آمريكا شده است. شاهد اين مدعا به اين واقعيت بازميگردد كه نرخ يوآن در همهجا بين 15 تا 40درصد در برابر دلار در حد پاييني حفظ شده است و دولت چين از جولاي گذشته تاكنون تنها در مورد 3درصد از بودجه جاري كشورش نرخ يوآن را نسبت به دلار افزايش داده است.
اما آیا نباید این روند روزی آغاز شود ؟! چرا مردان خارجی در ورزشگاههایشان ظرفیت حضور زنان را دارند اما مردان ایرانی...؟ آیا وقت آن نرسیده که در جامعه اسلامی همه مردان و پسرانمان را هم پایبند اصول تربیتی پرورش دهیم؟ چرا تنها برخی خانواده ها ، آنهم در مبارزه با وضع موجود، می توانند پسرانی مودب و با شخصیت تحویل جامعه دهند و بقیه یا موفق نمی شوند و یا اصولا تربیت پسران برایشان در اولویت نیست و در نهایت دختران تاوانش را پس می دهند و از حقوق خود محروم می شوند؟ آیا فقط اگر کاری کنیم که دخترانمان حرفهای رکیک و رفتار بد ندانند ، جامعه ای سالم خواهیم داشت؟ یا وقت آن رسیده که معتقد شویم رفتاربد و کاربد، بد هست، چه برای دختران و چه برای پسران.اعتیاد همانقدر که برای یک دختر بد هست، برای یک پسر هم بد است.فحاشی و بکار بردن الفاظ رکیک همان که برای یک دختر ناپسند است، برای پسر هم ناپسند است...
سياستمداران كشور
فرانسه احتياج دارند در برابر مردمي كه خواستار تغييرات هستند تسليم شوند. «فرانسه از با استعدادترين و خطرناكترين مردم اروپا برخوردار است كه در عين حال بيشترين شرايط را براي آن كه مورد تحسين، تنفر، افسوس و ترس قرار گيرند، دارند. اما هيچيك از اين موارد به اندازه عدم توجه به آنها خطرناك نيست.» 
اين عباراتي بود كه در اوايل قرن 19 ميلادي در توصيف ملت فرانسه بيان ميشد. اين گفتار هنوز هم در مورد ملت فرانسه صادق است. طي چند سال اخير، ساير دموكراسيهاي غربي تغييراتي بيصدا را رقم زدند اما فرانسه همگان را حيرتزده و خشمگين كرد و به فكر فرو برد. تظاهرات اخير فرانسه كه يك تا 3ميليون نفر را به خيابانها كشاند، نيز نمونهاي از همين واقعيت بود. اين صفآرايي خاص كه بين دولت راستافراطي و مخالفان تلاشهاي دولت در جهت تزريق مقدار كمي ليبراليسم در بازار كار بسيار سخت فرانسه بود، ميتواند موجب گسست بين اين دو گروه شود.
روزی روزگاری در یک شهر پر جمعیت و بزرگ مردی زندگی می کرد که همه او را به نام آقای خودرو می شناختند. آقای خودرو مدیر کارخانه ای بود که هر روز می بایست آنقدر خودرو تولید می کرد و به خیابانهای شهر می فرستاد که می توانست سود خوبی عاید روسای خود کند.

در همین شهر مرد دیگری زندگی می کرد که آقای محیط زیست نام گرفته بود. آقای محیط زیست مدام به همه هشدار می داد که هوای شهرشان آلوده شده و این آلودگی روز به روز در حال افزایش است و همه باید به جای استفاده از خودروهای شخصی از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند. اما آقای خودرو که از این توصیه های آقای محیط زیست خوشش نمی آمد می گفت باید روزی برسد که هر شهروند این شهر یک خودرو شخصی داشته باشد.سرانجام دعوای این دو بالا گرفت و هردو که خود را دلسوز شهروندان معرفی کرده بودند، روزی را برای تصمیم گیری نهایی تعیین کردند تا معلوم شود که بالاخره آیا هر شهروند باید یک خودرو داشته باشد، یا هوا آنقدر آلوده است که حتی وسایل نقلیه عمومی هم تنها در صورت برخورداری از شرایط مطلوب می توانند مجوز عبور و مرور داشته باشند.