![]() |
با گذر هندوستان از مرز 60سالگي استقلال اين كشور، جهان شاهد رشد اقتصادي سريع آن است.
اين روزها هندوستان به ماواي شركتهاي مشهور برون سپار جهان چون اينفوسيس و ويپرو تبديل شده است.
از سوي ديگر ادغام شركتهايي پرسود چون معاملات 3/11ميليارد دلاري تاتااستيل براي خريد شركت بزرگ فولادسازي انگلستان به نام كوروس اين كشور را در زمره كشورهاي فعال در زمينه كسب و كارهاي جهان بدل ساخته است.
انتظار ميرود هندوستان تا سال 2025 به پنجمين بازار بزرگ معروف جهان تبديل شود چون براساس مطالعهاي كه موسسه مككنزي گلوبال انجام داده است، درآمدها در اين كشور رو به فزوني و استانداردهاي زندگي در حال بهبود است. انتظار ميرود نزديك به 300ميليون هندي از فقر رهايي يابند و تعداد افراد قشر متوسط جامعه به حدود دهبرابر افزايش يابد. يعني از هماكنون تا 18سال آينده تعداد افراد سطح متوسط جامعه از 50ميليون نفر به حدود 583ميليون نفر خواهد رسيد.
معمولا در روند پيشرفت هندوستان و اوجگيري قابل توجه اقتصاد اين كشور در سطح جهاني به نقش موثر مهرههاي مهمي كه از عوامل اين جهش هستند توجه چنداني نميشود.
اين مهرههاي موثر افرادي از سياستمداران، رهبران اقتصادي و هدايتكنندگان فرهنگي هستند. بدون وجود رهبري، هوش اقتصادي و روش كسب موفقيت اين هنديهاي قدرتمند، هيچ معجزهاي در انتظار اين كشور نبود.
![]() |
1 -بازار قوي مسكن، 2-اعتبارات ارزان و فراوان براي همه اقشار جامعه، 3- رشد اشتغال.
وقتي دو زمينه اول در ابتداي سالجاري از بين رفتند، اقتصاددانان ابراز اميدواري كردند تا زماني كه آمريكاييها شغل و درآمدي ثابت دارند، ميتوانند خرج كنند و اقتصاد را حفظ كنند. اما گزارش مايوسكنندهاي كه جمعه گذشته منتشر شد نشاندهنده اين واقعيت بود كه اقتصاد آمريكا براي اولين بار طي چهار سال اخير در ماه جولاي گذشته شاهد كاهش مشاغل ثابت بوده است و اين نشاندهنده آن است كه زمينه آخر هم دستخوش دشواريهايي شده است.
آيا به راستي بايد آمريكا نگران كاهش هزينه مصرفكنندگانش باشد؟ارقامي كه به تازگي از خردهفروشاني چون وال مارست، جيسيپني، دلار جنرال وسيرز منتشر شده است بسيار مايوسكننده است. اما بايد توجه داشت كه خردهفروشيهاي بزرگ نبايد به عنوان بهترين شاخصهاي تعيينكننده براي كل هزينههاي مصرفكنندگان محسوب شوند. در عوض بايد به آنچه ثروتمندان انجام ميدهند توجه شود.
چون آنها بخش اعظم فعاليتهاي مصرفكنندگان را به خود اختصاص ميدهند.
![]() |
اين فهرست كه سومين فهرست سالانه منتشر شده در اين زمينه توسط فوربس است، به معرفي بهترين شركتها از ميان بزرگترين شركتهاي ناحيه آسيا پاسيفيك كه سهام آنها عرضه عمومي شده است، ميپردازد.
شايد بتوان گفت كه چين به كارگاه جهان تبديل گشته است، اما همه شركتهايي كه در اين فهرست نامشان آمده است، بر مشتريان داخلي كشورشان تكيه دارند. چين با جمعيت 3/1ميليارد نفرياش بزرگترين بازار داخلي را در جهان به لحاظ تعداد مشتريان دارد.
البته برخورداري از يك بازار بزرگ لزوما تضمينكننده موفقيت نيست. به عنوان مثال شركتهاي چاينا مينشنگ و لنووگروپ هنوز مجبورند مشتريان را متقاعد سازند كه محصولاتشان انتخابهاي خوبي خواهند بود.
فوربس براي تهديد اين فهرست اين موارد را در نظر گرفت. سوددهي درازمدت، رشد فروش و درآمد، افزايش قيمت سهام شركت، افزايش درآمد هر شركت در منطقه كه درآمد يا سرمايه بازاري حداقل 5ميليارد دلاري دارند.
چين خانه سه شركت از شش شركت بزرگ جهان به لحاظ ارزش بازاري است. شركتهاي بيشتري از اين كشور ميتوانستند در اين فهرست جاي گيرند اما تنها شركتهايي در اين فهرست جاي داده شدند كه سابقهاي 5ساله در سوددهي و بازگشت سرمايه
داشتند.
ما شاهد چندين نام آشنا در فهرست امسال هستيم كه در فهرستهاي پيشين نيز حضور داشتند: چاينا مينشنگ، لنوو، سياناواوسي، مين متالز و چاينا موبايل. اگر چه به جز يكي از اين شركتها، همه آنها از مالكيت دولتي برخوردارند، اما سهامداران و هياتمديره مستقل دارند. شفافيت هم حتي در بزرگترين شركتهاي دولتي از اهميت بسزايي برخوردار است. امسال براي صنايع فناوريهاي تايوان يكسال موفقيتآميز ديگر بود و ده شركت از آنها در فهرست امسال فوربس جاي گرفته است. چهار شركت هم از هنگكنگ هستند. نزديك به همه شركتهاي تايواني و هنگكنگي رشدي همزمان با چين داشتند چون يا تغذيهكننده كارخانههاي چين بودند يا صادراتي به آن كشور داشتند.
هندوستان هم بار ديگر ماواي بيشترين شركتها در اين فهرست بود. دوازده شركت از جمله چهار شركت بزرگ فناوري اطلاعات آنكه در زمينه برونسپاري فعالند در اين فهرست جاي گرفتند.
در ميان هشت شركت ديگر هندي كه در اين فهرست مشاهده ميشوند، بانك آيسيآيسيآي، بانك اچديافسي و باراتي ايرتل به مدد دستيابي به مشتريان روستايي هندوستان و نه بازارهاي غربي، شاهد رشد سريعي هستند.
![]() |
به راستي زنان از مردان بهتر خريد ميكنند و به راستي آنها رنگ صورتي يا قرمز را ترجيح ميدهند و جالب است بدانيد كه اين واقعيتها با هم مرتبطند. اولين بررسي در اين رابطه توسط جاشواينو و همكارانش در دانشگاه ييل به نتيجه رسيد. بررسي دوم در اين مورد هم توسط آنياها لبرت و يازولينگ از دانشگاه نيوكسل در انگلستان نتايجي به دست داد. محور ارتباط دهنده اين نتايج حاكي از آن است كه در تقسيم كار بين زنان و مردان كه در مجموع باعث به وجود آمدن جوامع اوليه شكارچي- جمعكننده شد اين مردان هستند كه شكار ميكنند و زنان هستند كه جمع ميكنند.
نسبت به جوامع اوليه بشري كه خوي وحشيگري را درماهيت خويش داشت، انسانهاي شهرنشين امروزي كمتر به امر جمع كردن مايحتاج اشتغال دارند. به همين دليل دكتر نيو تصميم گرفت به دنبال چيزي بگردد كه نزديكترين معادل براي فعاليت جمع كردن مايحتاج باشد. يعني خريد در بازار محصولات كشاورزي.
شواهد زيادي وجود دارد دال بر اينكه مردان در حل مشكلات خاصي چون به يادآوري موقعيت مكانها بهتر از زنان عمل ميكنند. بسياري از محققان بر اين باورند كه چنين مهارتهايي در گذشته مردان شكارچي بسيار مهم بود چون آنها ميبايست راه خود را در اطراف يك موقعيت مكاني مييافتند. اما اگر اينطور باشد زنان جمعكننده مايحتاج ميبايست از مهارتهاي تكميلي كه در مردان مشاهده نميشود برخوردار باشند و اين همان چيزي است كه دكتر نيو همانطور كه در مقالهاش در هفته گذشته نوشت، توانست بيابد.
دكتر نيو از بازار براي به آزمايش گذاشتن دو فرضيهاش استفاده كرد. اولين فرضيه اين بود كه زنان قادرند موقعيت مكاني منابع غذايي را دقيقتر از مردان به خاطر آورند.
دومين فرضيه اين بود كه هرچه منبع غذايي به لحاظ تغذيهاي باارزشتر باشد، موقعيت مكاني آن دقيقتر به خاطر ميآيد.
![]() |
بنابراين چنين واقعيتي كه نيكلا ساركوزي محل سخنراني بزرگ خود را در مورد سياستهاي اقتصادياش در روز پنجشنبه سيام ماه اوت خطاب به رهبران اقتصادي كشور در خارج از پاريس انتخاب كرد، اقدامي بسيار نمادين بود. او از اين موقعيت تا حدودي به اين دليل استفاده كرد كه از فرانسويان بخواهد روحيه اقتصادي داشته باشند. ساركوزي در اين مورد گفته است: «ميخواهم به عقيدهاي كه كارآفرينان را طرد ميكند خاتمه دهم.» البته او با اين كار اقتدار خود را در مداخله در امور صنعتي نيز به نمايش گذاشت و نشان داد كه سياست اقتصادي تحت نظارت او تلفيق عجيبي است از اقتصاد آزاد انگلوساكسون و روش مداخلهجويانه قديميگوليست.
موارد زيادي در سخنراني او وجود داشت كه بايد به تاييد مديران اقتصادي رسد. ساركوزي 35 ساعت كار در هفته را يك «خطاي اقتصادي بزرگ» ناميد و قول داد در تسهيل اين قانون اقدامات بيشتري به عمل آيد. او اعلام كرد كه ممكن است به شركتها و بخشهاي صنعتي آزادي بيشتري در اين رابطه دهد تا به توافقهاي داخلي در زمينه ساعت كاريشان دست يابند. او قول داد بازگشايي مغازهها را در روزهاي يكشنبه اختياري كند، ديوانسالاري فرانسه را از ميان بردارد، ماليات را كاهش دهد، سهم بيشتري از ماليات را صرف تحقيقات كند و يك «لايحه كسبوكارهاي كوچك» به سبك آمريكايي ارائه دهد.

او جهان را با رهبري درست خود در دو اجلاس متوالي تحت تاثيرقرار داد. ابتدا او با توسل به اصول خود باعث شد رهبران گروه جي هشت در كنار ساير توافقها، بر سر كاهش قابل توجه انتشار كربن به توافق رسند. پس از آن مركل كشورهاي عضو اتحاديه اروپا را به توافق بر سر معاهدهاي كه جايگزين قانون اساسي اتحاديه اروپا شود رهنمون شد.
نخست وزير چين، خانم ووايي (رتبه دوم) همچنان دولتي را رهبري ميكند كه اقتصادش شاهد توليد ناخالص داخلي روزافزون است و ممكن است به زودي از توليد ناخالص داخلي آلمان پيشي گيرد و به سومين اقتصاد بزرگ جهان بدل شود. خانم وو به تازگي هنري پاولسون وزير خزانهداري آمريكا را كه درخواستهاي متعددي از كشورش داشت، از جمله ارزشگذاري مجدد بر يوآن، در آخرين مذاكره استراتژيك اقتصادياش با آمريكا ناكام گذاشت.
![]() |
بخشهايي كه شاهد «رشد شايان توجه» بودند شامل توليدات كارخانهاي با رقم 9/11درصد، ساختوساز با رقم 7/10درصد، خدمات مالي و املاك و مستغلات با رقم 11درصد و كشاورزي با رقم 8/3درصد، هستند. سازمان آمار هندوستان با انتشار اين خبر افزود كشاورزي كه اهميت بالايي در شاخصهاي اين كشور دارد و دو سوم معاش مردم اين كشور را به خود اختصاص ميدهد به مدد محصول خوب گندم، شاهد رونق چشمگيري شد.
وزير اقتصاد اين كشور پالانياپان چيدامباران اين ارقام را رضايتبخش ناميد.
او گفته: «به رغم سختگيريهاي زياد در سياستهاي پولي، ما ميتوانيم مطمئن باشيم كه جريان اعتبارات به سوي بخشهاي مولد اقتصاد همچنان قدرتمند ادامه خواهد يافت.»
در فصل گذشته رشد توليد ناخالص داخلي هندوستان 1/9درصد بود. به علاوه نرخ بالاي رشد اقتصادي منجر به كاهش نرخ تورم هم شده است. نرخ تورم كه در ماه ژانويه رقم بالاي 8/6درصد را نشان ميداد، اكنون به نزديك به 4درصد رسيده است. اين اتفاق پس از آن روي داد كه بانك مركزي هندوستان نرخ بهره وامها و ميزان ذخاير پولي خود را چند برابر كرد تا نقدينگي را از سيستم جذب كند.
![]() |
بورس چين همچنان ركوردشكني ميكند. هفته گذشته شاخص كامپوزيت شانگهاي به رقم 5000 رسيد كه از ابتداي سال تاكنون افزايشي 90درصدي را نشان داده است. اكنون مجموع سرمايهگذاري در بورس چين براي اولين بار از ميزان توليد ناخالص داخلي اين كشور بيشتر شده است. رسانههاي چين اين رويداد را پيشرفتي بزرگ به سوي مرحلهاي مترقي از كاپيتاليسم قلمداد كردهاند. اما سايرين به سادگي آن را نشانهاي از حباب قيمتها ميدانند.
اين واقعيت كه سهام شركتهاي چيني ارزشي بيش از توليد ناخالص داخلي اين كشور يافته است، اهميت اقتصادي چنداني ندارد چون ارزش يك سهم را با جريان سالانه مقايسه ميكند و در هر صورت، ارزش سهام قابلمعامله يعني به جز سهامي كه به دولت تعلق دارد، هنوز تنها حدود 35درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور است در حالي كه اين رقم در آمريكا 150درصد و در هندوستان 100درصد است.
اما ارزش بيشتر سهام به معناي آن است كه شركتهاي چيني به سرعت رتبهبندي بزرگترين شركتهاي جهان را ميپيمايند. سه شركت از شش شركت برتر جهان به لحاظ ارزش بازاري، چيني هستند و بقيه هم آمريكايي. در ميان 25شركت بزرگ جهان، شش شركت چيني هستند و اين تعداد از شركتهاي اتحاديه اروپا يا ژاپن هم بيشتر است. تا همين چند سال پيش نميتوانستيد هيچ شركت چيني را در فهرست 25شركت بزرگ جهان بيابيد.
![]() |
در اواخر ماه اوت اوليپكا كالاسوو، مدير عامل و رييس غول مخابراتي فنلاندي، نوكيا، در تور سه روزهاي از هندوستان ديدار كرد.
از هنگام روي كار آمدن وي در سال گذشته اين اولين سفر وي به هندوستان بود. او در اين سفر درباره اهميت بازار مخابراتي به شدت روبهرشد هندوستان سخن گفت. او از تاسيسات توليدي نوكيا در شهر چنايي بازديد كرد و با مقامات مخابراتي اين كشور در دهلي نو و نمايندگان شركتهاي مشتري آنها در بمبئي ديدار داشت. مدتهاي طولاني است كه نوكيا با سهمي 70درصدي بازار تلفن همراه هندوستان را تحت سلطه خود گرفته است و مديرعامل اين شركت در سفر خود اعلام كرد كه هم اكنون هندوستان دومين بازار بزرگ نوكيا است كه جاي ايالات متحده را گرفته است و پس از چين در رتبه دوم قرار دارد. به علاوه او از انتخاب هندوستان به عنوان مركز جهاني «شبكههاي نوكيا زيمنس» پرده برداشت. «شبكههاي نوكيا زيمنس» سرمايهگذاري مشترك اين دو شركت بزرگ در زيرساختهاي مخابراتي است.
كالاسوو در مصاحبهاي كه با خبرنگار بيزينس ويك در بمبئي انجام شد، از اهميت بازارهاي نوظهور گفته است و اينكه آيا درسهايي كه او از برخي از آنها آموخته است براي سايرين هم كاربرد دارد يا خير. در زير اين مصاحبه را با هم ميخوانيم:
![]() |
به مدد تمركز ليزر گونه شركتهاي آسيايي بر بازارهاي داخلي كشورهايشان، هيچ كمبودي دريافتن شركتهاي موفق و پرسود آسيايي احساس نميشود. اما حقيقت ايناست كه آنچه باعث شد برخي از اين شركتها به فهرست معتبرترين شركتهاي آسيايي امسال بيزينس و يك راه يابند موفقيت آنها در خارج از مرزهايشان بود.
طي چند هفته گذشته بيزينس و يك از بازديدكنندگان سايت خود دعوت كرد تا به مورد تحسينترين يا معتبرترين شركتهاي آسيايي راي دهند. نتايج اين نظرسنجي بازگوكننده روندي است كه رايدهندگان در آراي خود در پيش گرفتند. چه تويوتاي ژاپن، چه لنووي چين و چه اينفوسيس هندوستان، و حتي شركتهايي كه تازه در اين نظرسنجي معرفي، شناخته و برنده شدند، همه شركتهايي هستند كه تلاش كردهاند فعاليتهاي اقتصادي خود را در سطح جهاني گسترش دهند.
شركت تويوتا تاريخچهاي بس طولاني و ديرپا در ايالاتمتحده آمريكا دارد. اما هماكنون اين شركت خودروساز ژاپني بيش از هر زمان ديگري حضورش را در آن كشور پررنگ ميكند.
جيم پرس، رييس تويوتا در آمريكاي شمالي ميگويد: «ما اقداماتي ترتيب داديم تا خودروهايمان را در همانجا كه ميفروشيم، توليد كنيم. ما اين كار را كرديم و هيچ دليلي هم وجود ندارد كه فكر كنيم در آينده اينكار را ادامه نميدهيم.»
تنها در آمريكاي شمالي، تويوتا مشغول راهاندازي فرآيندي است كه طي آن توليد سالانه خود را در پنج نقطه منطقه تا 600هزار دستگاه ارتقا ميدهد. از جمله اين نقاط ميتوان به كارخانه توليد خودروهاي ورزشي در ميسيسيپي اشاره كرد كه قرار است در سال 2010 به بهرهبرداري رسد.
![]() |
به نظر عجيب ميرسد. در پرجمعيتترين منطقه جهان بزرگترين مشكلي كه كارفرمايان با آن مواجهند، كمبود نفرات است. آسيا بيش از نيمي از ساكنان كره زمين را در خود جاي داده است و ماواي بسياري از اقتصادهاي داراي سريعترين رشد در جهان است. اما برخي از مراكز فعاليتهاي اقتصادي اين منطقه مجبور شدهاند به بررسي اين موضوع بپردازند كه چگونه ميتوانند قادر به رشد سريع باشند چون آنها نميتوانند افراد كافي را كه داراي مهارتهاي موردنياز آنهاست بيابند.
در يك نظرسنجي كه به تازگي از 600 مدير كل شركتهاي چندمليتي فعال در سرتاسر آسيا انجام شد، اين مديران اظهار داشتند كه كمبود نيروي كار ماهر در چين و آسياي جنوب شرقي در جايگاه رتبه اول نگرانيهاي آنها قرار دارد. اين موضوع در ژاپن به عنوان دومين نگراني مديران (پس از اختلافات فرهنگي) و در هند به عنوان چهارمين دغدغه (پس از مشكلات زيرساختارها، ديوانسالاري و تورم دستمزدها) شناخته شد. تقريبا در همه صنايع و بخشها همين معادله صادق بود.
صاحبنظران مسائل قاره كهن آسيا به راحتي درك ميكنند كه چرا چنين نگرانيهايي وجود دارد.
رشد اقتصادي سريع اين منطقه موجب خروج استعدادها از اين منطقه شدهاست.
![]() |
در اوايل دهه جاري، حكايتهايي كه نقل ميشد همه حاكي از مضرات فرستادن كاركنان ارشد كشورها به خارج بود. يك داستان راجع به كاركنان هندي بود كه به آنها شغلي داده شده بود كه طي آن ميبايست نتايج آخرين نظرسنجي در انگلستان را به صورت كليدهاي پايگاه دادهها درميآوردند. اين كار به سرعت انجام شد. همه راضي بودند تا اينكه اطلاعات ورودي مورد مطالعه مجدد قرار گرفت و مشخص شد كه رايجترين نام فاميلي در انگلستان «ديتو» است. اما سردرگمي اوليه در مورد خروج افراد از كشور خيلي زود جاي خود را به ترس داد. تهديدي كه كارگران ارزانقيمت در هند و ساير كشورهايي كه سطح دستمزدها در آنها پايين بود براي كارگران پرهزينه كشورهاي پيشرفته ايجاد ميكردند به موضوع اصلي مبارزات انتخاباتي سال 2004 آمريكا تبديل شد.
اين كابوس زماني آغاز شد كه يك توفان سهمگين با سرعت 157 متر بر ساعت هرچه در مركز تفريحي آنها به آن مونتگومري بود را در هم شكست و ويران كرد. اين فاجعه در 15 نوامبر 2006 در آلاباماي آمريكا روي داد. اگرچه 31 كودك و 11 نفر از كاركنان اين مركز تفريحي با گريختن به سوي داخل ساختمان مركز توانستند جان خود را نجات دهند، اما اين كسب و كار 5/2ميليون دلاري كه 50كارمند در آن به استخدام درآمده بودند، از بين رفت. اين مركز تفريحي تنها منبع درآمد اين زوج بود كه داراي ششفرزند هستند. پولي را كه بيمه پرداخت كرد صرف اجارهبهاي آن ملك ويران شد. پس از آنكه سازمان كسبوكاراي كوچك آمريكا آن بخش از ايالات آنها را منطقهاي فاجعهزده ناميد، خانواده مك لوين اميدوار شدند بتوانند از وام همياري فاجعه كه براي كمك به نوسازي و تعميرات درازمدت در نظر گرفته شده بود، براي بهبود اوضاع خود بهره گيرند.
سازمان كسب وكارهاي كوچك كه مديريت اين نوع وام و ساير وامهايي را كه در قالب برنامه احياي پس از فاجعه ارائه ميشوند، برعهده داشت، اعلام كرد كه سعي ميكند ظرف 21روز به متقاضيان دريافت اين وامها پاسخ گويد. اما خانواده مكلوين اكنون كه هشت ماه از پر كردن و ارائه فرم تقاضايشان ميگذرد، هنوز در انتظار تاييديه تخصيص وام هستند.
![]() |
جيپنيها همان اتومبيلهايي هستند كه زماني تغيير شكل يافته خودروهاي آمريكايي جيپ بودند. اما امروز اين خودروهاي جيپني با قطعات كاميونهاي دست دوم ژاپني وصله ميشوند و اين نمادي است از اقتصاد فيليپين: به آساني به دست آمده اما ناكارآمد.
در دهه 1970 فيليپين از همسايگان خود ثروتمندتر بود. اما در شرايطي كه اين كشور با نرخ رشد حدود 2درصد رشد ميكرد، ساير كشورها رشدي سريعتر را تجربه ميكردند. نتيجه آنكه سنگاپور، مالزي، تايلند و به تازگي چين از آن پيشي گرفتند. اين مستعمره سابق آمريكا ميتوانست از قرائت فرهنگي خود با ايالات متحده آمريكا، از جمله استفاده همگاني از زبان انگليسي بهره بيشتري ببرد.
برخي از سرزنشها متوجه حكومت نه چندان مقتدر فرديناند ماركوس ميشود كه از 1965 تا 1986 روي كار بود. بهخاطر آنكه نتوانست چنين بهرهبرداري كند. اقتصاد سستي كه با رشد سريع جمعيت همراه است، باعث شده است 8ميليون از فيليپينيها، معادل تقريبا يك دهم جمعيت اين كشور در خارج از مرزهاي كشورشان در جستوجوي كار باشند.
![]() |
از غذاي حيوانات گرفته تا اسباببازيها، اجتناب از محصولات چيني بسيار دشوار است. اما آيا واقعا اين كار ممكن است؟ اين همان موضوعي است كه روزنامهنگار و نويسندهاي به نام سارا بونجورني سعي كرد در سال 2005 بفهمد. او و همسر و دو فرزندش يكسال تمام هيچ محصول توليد چين را نخريدند. بونجورني از تلاشها، افتوخيزها و سرخوردگيهايشان در كتاب جديد خود به نام «يكسال بدون توليد چين» نوشته است. او با خبرنگار نيوزويك در مورد پس فرستادن اسباببازيهاي شركت متل، زندگي بدون دستگاه قهوهجوش و اينكه چرا از به پايان رسيدن تحريم خودخواسته خانوادهاش خوشحال است سخن گفته است.
انگيزه شما براي دوري از كالاهاي چيني چه بود؟
دو روز از كريسمس سال 2004 گذشته بود. من روي مبلي نشسته بودم كه همه اشيا و هداياي مربوط به كريسمس دور آن را احاطه كرده بودند. من شروع كردم به اينكه ببينم هركدام ساخت كجا هستند. همه اسباببازيها ساخت چين بودند. چراغهاي كريسمس، وسايل الكترونيكي، حتي اسباببازي جويدني سگمان هم چيني بودند. بنابراين رو به همسرم كردم و گفتم: فكر نميكني جالب خواهد بود اگر يكسال بدون چين زندگي كنيم؟ او گفت «نه» اما من آن را يك تجربه خانوادگي دانستم و قرار سال جديدمان تلقي كردم. در واقع اين تصميم يك اعتصاب يا موضوعي سياسي نبود. من تنها ميخواستم بدانم آيا يك خانواده متوسط آمريكايي ميتواند يكسال را بدون كالاهاي ساخت چين سپري كند يا خير.
![]() |
در اوايل ماه جاري مقامات چين با برگزاري يك كنفرانس، نجات معجزهآساي 69 نفر از معدنكاراني را كه تصور ميرفت در جريان سيل ناپديد شدهاند، جشن گرفتند. در هفته جاري مقامات نسبت به قصورشان براي نجات 181 نفر از دو معدن ديگر سكوت اختيار كردند. آمار رسمي حاكي از آن است كه از زمان روي كارآمدن حزب كمونيست در سال 1949 ، 250000 نفر در معادن چين جان خود را از دست دادند. تنها در سال جاري بيش از 2000 نفر در اين معادن هلاك شدند. البته بهرغم اين آمار تكاندهنده، به نظر ميرسد ركورد ايمني در صنعت ذغالسنگ چين به آرامي رو به بهبود است.
تازهترين حادثه بسيار ناگوار بود. روز هفدهم ماه اوت يك رودخانه آببندهاي خود را بر سر انشعاباتش ويران كرد و دو معدن را در آب فرو برد. بيش از 500 نفر باتقلا خود را به محل امني رساندند اما بقيه با جريان آب به عمق 900 متري فروبرده شدند.
بيشك اقدامات گروه نجات كند انجام شد و شايد تا حدودي ناكارآمد بود. تا چند روز پس از حادثه هنوز آببندها تعمير نشده بود و پمپهايي كه در آن شرايط حياتي بودند هنوز نرسيده بودند. وابستگان قربانيان تلاش ميكردند دريابند كه چرا اوضاع چنين است و چه روي ميدهد.