فروش 3000 كيف دستي بهطور همزمان آن هم درشرايطي كه مصرفكنندگان تحت فشارهاي مالي هستند، بهنظر شغلي غيرممكن ميآيد. اما برنارد آرنالت از اين قاعده مستثنا است. در واقع او فردي خوشبين است. اين ميلياردر فرانسوي ميگويد انتظار دارد درآمد شركتش، لويي ويتون موئه هنسي افزايشي شديد را شاهد باشد.
شركت لويي ويتون توليدكننده اشياي لوكسي چون ساعت و كيفهاي چرمي است؛ البته برنارد آرنالت دلايل خوبي براي اين اطمينان دارد. او موفق شده است سهم لويي ويتون را در بازار پيش از ركود اقتصادي افزايش دهد. اين قابليت و شجاعت لويي ويتون است كه آنرا به بزرگترين امپراتور كالاهاي لوكس جهان بدل كرده است. اين شركت توانسته است دارايي خالص 5/25 ميليارد دلار را براي آرنالت به ارمغان آورد و او را به چهارمين شهروند ثروتمند اروپا تبديل كند.
هيچ اهميتي ندارد كه فضاي اقتصادي تا چه حد براي مصرفكنندگان دشوار شده است. چون آرنالت ميتواند روي حداقل 298 نفر اروپايي كه هرگز از خريدهايشان نميكاهند، حساب كند. اين تعداد شهروندان اروپايي است كه در تازهترين فهرست فوربس از ميلياردرهاي جهان جاي گرفتهاند. مجموع داراييهاي اين اروپاييهاي ثروتمند بالغ بر 4/1 تريليون دلار است. ثروتمندترين فرد اين گروه اينگوار كامپارد است. او در دوران نوجوانياش با دوچرخه كبريت و مداد توزيع ميكرد. اما او ثروت واقعي خود را از طريق كار روي طراحي و فروش لوازم منزل و مبلمان بهدست آورد.
كامپارد سوئدي موسس شركت آيكيا است و دارايي او هماكنون بالغ بر 31 ميليارد دلار ميشود. امپراتوري پرمنفعت او كه عرضهكننده كالاهاي منزل با قيمت بسيار مناسب است، همچنان به گسترش خود ادامه ميدهد. در تابستان امسال، آيكيا فروشگاهي را در بروكلين و در همسايگي ردهوك تاسيس ميكند. اين اولين فروشگاه در نيويورك و در كل دويست و هفتاد و هفتمين فروشگاه آيكيا است.

در آخرين مطالعهاي كه يك مركز تحقيقاتي در نيويورك به نام «موسسه شهرت» انجام داده است، اين خودروساز ژاپني رتبه نخست را در فهرست 600شركت از بزرگترين شركتهاي مشهور جهان، به خود اختصاص داده است. در سال گذشته و سال 2006 شركت تويوتا رتبه ششم را به خود اختصاص داده بود. يك تازهوارد قابل توجه در فهرست امسال توانسته است رتبه دوم را به خود اختصاص دهد كه البته تعجب چنداني هم ندارد؛ چون اين شركت گوگل است.
اگرچه اين شركت رسانهاي تاسيس شده در كاليفرنيا، رتبه دوم را به لحاظ شهرت و اعتبار به دست آورده است، اما در فهرست 150 شركت بزرگ آمريكا رتبه نخست را به خود اختصاص داده است و پس از آن شركتهاي جانسون اندجانسون و كرفت فودز جاي گرفتهاند. در سطح جهان شركتهاي آيكيا از سوئد و فررو از ايتاليا به لحاظ شهرت و اعتبار به ترتيب رتبههاي سوم و چهارم را كسب كردهاند.
مديرعامل شركت جانسون اندجانسون، به نام ويليام ولدون گفته است محصولات مصرفي موفق اين شركت به رهبر شجاع آن وابسته است. موسسه شهرت رتبه پنجم جهان را به شركت جانسون اندجانسون به لحاظ شهرت و اعتبار اختصاص داده است. با توجه به آنكه اين شركت در سال گذشته رتبه سيوپنجم را به خود اختصاص داده بود، جهش آن بسيار قابل توجه است. ويليام ولدون گفته است: «من انتظار دارم رهبران اقتصادي، در عين حال كه كسب و كار خود را رشد ميدهند، ما را به روش رشد خود نيز مفتخر كنند و باعث شوند به آن افتخار كنيم، اين شخصيت يك رهبر واقعي است.»
شوك اين محمولههاي عربي آثار عميقي بر بسياري از كشورها بر جاي گذارد. آمريكا خودروهاي خود را مشمول استانداردهاي بهينهسازي مصرف سوخت كرد و فرانسه به انرژي هستهاي روي آورد، هر چند رسم موفقي در انرژي نبود.
سي و پنج سال گذشت، بار ديگر قيمتهاي نفت چهار برابر شد و به قله بشكهاي 139 دلار رسيد، اما تاكنون اين شوك، شوكي كند محسوب ميشود.
اگر تا حال سلاح نفتي عربها مانند ضربههاي چكش عمل ميكرد، اين بار توليد ناكافي و تقاضاي روزافزون بازارهاي نوظهور بازار نفت را مانند يك گيره به شدت تحت فشار دايمي قرار داده است.
به مدت تقريبا پنج سال جهان روبه رشد با اين مشكل دست و پنجه نرم كرد و اكنون دردها دوباره بازگشته است. در هفته جاري ماهيگيران فرانسوي بندر دانكرك را بستند و رانندگان كاميونها در انگليس راههاي منتهي به لندن و كارديف را بند آوردند. نيكلا ساركوزي رييسجمهوري فرانسه پيشنهاد تخصيص يارانه به بخشهايي كه بيشترين آسيب را ميبينند، داد و خواستار كاهش ماليات بنزين شد. دولت به ستوه آمده انگلستان نيز تحت فشار است كه از افزايش ماليات وسايل نقليه صرفنظر كند. در آمريكا قيمتهاي در حال كاهش مسكن، مصرفكنندگان را ناراضي و بيپول كرده است. كنگره و نامزدهاي رياستجمهوري برنامههايي را از جمله معافيت مالياتي بنزين در ايام تعطيل لابهلاي آگهيهاي تبليغاتي خود تدوين ميكنند. گوردون براون، نخست وزير بريتانيا معتقد است توليدكنندگان بزرگ نفت ميتوانند براي شركت در عمليات نجات تشويق شوند. اما تنها عربستان سعودي براي اين موضوع از خود تمايل نشان داده است.
كشاورزي، جنگلداري و شيلات تنها كمتر از 18درصد مجموع اين اقتصاد را به خود اختصاص داده است.
اما هنوز هنديها نيمنگاهي به ابرهاي بالاي سرشان دارند. رشد اقتصادي هندوستان در سال مالي مختوم به 31 مارس، 9درصد افزايش يافت كه علت آن بهبود بخش كشاورزي نسبت به انتظارات بود. اگر بارشهاي فصلي انتظارات را برآورده كند، هندوستان موفق خواهد شد ركورد توليد غلات را در سال جاري بشكند.
بايد اين رويداد به كاهش قيمتهاي غذا كه عامل اصلي افزايش تورم بوده است، (اكنون بر اساس شاخص قيمت عمدهفروشي 1/8درصد است)، كمك كند. البته آسمانها چارهاي براي هزينه روزافزون سوخت ارائه نميدهند. قيمت سوخت در هندوستان اين روزها همه تدابير بانك مركزي در مبارزه با تورم را از بين ميبرد، پيشرفت مالي دولت را به هدر ميدهد و براي ائتلاف حاكم كنگره به بهاي انتخابات بعدي تمام ميشود كه قرار است در ماه مه 2009 روي دهد.
در اينجا به مواردي از ويژگيهاي خاص كنوني بخش نفت چين اشاره ميكنيم: توليد داخلي چين در حدود 4ميليون بشكه در روز است و اين رقم رشدي بسيار كند دارد و هيچ كارشناس نفت نيست كه انتظار داشته باشد در آينده قابل پيشبيني توليد داخلي نفت اين كشور افزايش معنادار از خود نشان دهد.
مصرف كنوني اين كشور حدود 8ميليون بشكه در روز است و اين رقم با رشد سريع سالانه 7درصد، بيشترين نرخ رشد مصرف نفت را در جهان نشان ميدهد. به ياد داشته باشيم كه چين هر ساله به بهرهوري بيشتر انرژي نيز نايل ميشود، يعني 10درصد رشد توليد ناخالص داخلي واقعي، در حالي كه مصرف آن 7درصد است. در ضمن نبايد الگوي توسعه اقتصادي تاريخي اين كشور را نيز از ياد ببريم.
اما چين عامل اوليه افزايش تقاضا براي نفت ظرف يك دهه اخير بوده است. تقاضاي اين كشور 65درصد سريعتر از ايالاتمتحده آمريكا و چهار برابر بيشتر از هندوستان رشد ميكند. پيشبيني ميشود ظرف يك دهه آينده تغيير چنداني در سهم نفت از مجموع مصرف انرژي در چين نسبت به ذغال، گاز طبيعي و ساير اشكال انرژي مشاهده شود. جايگزيني منبع انرژي دشوار، پرهزينه و زمانبر است.
بر اساس مطالعه سالانهاي كه توسط يكي از مشهورترين دانشكدههاي مديريت بازرگاني اروپا به نام آياموي واقع در لوسان سوئيس انجام شده است، اقتصادهاي آسيايي در رقابتپذيري از اقتصاد آمريكا و اروپاي شمالي هم پيشي ميگيرند.
در بيستمين سالنامه رقابتيترين اقتصادهاي جهان كه توسط دانشكده آياموي در پانزدهم ماه مه منتشر شد، «ايالات متحده آمريكا» براي پانزدهمين سال متوالي رتبه نخست را در ميان رقابتيترين اقتصادهاي جهان به خود اختصاص داده است. اما پروفسور استفان گارلي، نويسنده اين گزارش پيشبيني كرده است كه سنگاپور سال آينده صدر اين فهرست را به خود اختصاص دهد. اين كشور كوچك با كمتر از هفت دهم درصد اختلاف در سال 2008 از ايالات متحده عقب ماند. در شرايطي كه آمريكا هنوز از قويترين اقتصاد داخلي برخوردار است. به طور خاص به دليل آنكه بخش مالي آن 40درصد سود شركتهايش را ايجاد ميكند، آسيبپذير است. در عين حال آسيا ثابت كرد نسبت به بحران بخش مالي آمريكا نسبتا مصون است. گارلي ميگويد كه اقتصادهاي نوظهور آسيا به سركردگي چين به احتمال زياد ميتوانند در سال جاري رقابتپذيري خود را نسبت به ابرقدرت در حال كند شدن يعني آمريكا و اقتصادهاي كند اروپايي، افزايش دهند. گارلي ميگويد: «آسيا كشف ميكند كه وابستگي چنداني به اقتصاد آمريكا ندارد و ميتواند روي پاي خود به حياتش ادامه بدهد. آنها زندگي را براي اقتصادهاي اروپايي مشكل ميسازند، به خصوص به دليل آنكه اروپا از مشكل يورو رنج ميبرد.»
در ميان 20 اقتصاد از رقابتيترين اقتصادهاي جهان از مجموع 55اقتصاد رتبهبندي شده آنهايي كه مربوط به بخش آسيا – اقيانوسيه هستند، بيشترين پيشرفت را نسبت به سال گذشته داشتهاند. مالزي با 4پله صعود به رتبه 19 رسيده است. تايوان و استراليا هريك با 5 پله صعود به ترتيب به رتبههاي 13 و 7 راه يافتهاند. از جمله ساير ترقيها در فهرست امسال ميتوان به تايلند اشاره كرد كه شش پله صعود كرد و به رتبه 27 رسيد و فيليپين با 5پله صعود به رتبه 40 دست يافت.
افزايش بسيار سريع در قيمت گوشت خوك باعث شده است، ساير اقلام مواد غذايي نسبت به شوكهاي كوچك قيمتي نيز حساس شوند، چون فشار قيمتها به دليل جايگزيني مواد غذايي به جاي يكديگر بر طيف وسيعي از اين مواد تاثيرگذار شده است. در شرايطي كه قيمتهاي جهاني غلات در حال افزايش است، قيمتها در چين براي غذاهاي اصلي طي سال گذشته تا بيش از 4/7درصد افزايش يافته است. همه اين رويدادها در حالي به وقوع پيوسته است كه دولت چين سياستهايي را براي كنترل قيمتها به كار بسته است. تورم محصولات غيرخوراكي در چين در حد نسبتا پايين 8/1درصد باقي مانده است. اما اين موضوع هنوز به زمان بستگي دارد و اگر در واكنش به سطح بالاي تورم قيمتهاي مواد غذايي، دستمزدها افزايش يابد و شركتها شروع كنند به گذاردن بار هزينههاي روزافزون بر دوش مصرفكنندگان، قيمتهاي محصولات غيرخوراكي نيز افزايش خواهد يافت. اين سطح بالاي تورمي مقامات را مجبور ميكند كه سياستهاي پولي خود را شدت بخشند. انتظار ميرود ذخاير پولي افزايش بيشتري يابد، نرخ بهره جهش پيدا كند و شرايط تخصيص وام سختگيرانهتر شود. همين امر موجب بروز دشواريهايي براي بازار سهام و سرمايهگذاران بخش املاك كه به استفاده از اعتبارات آسان عادت كردهاند، خواهد شد. بازار املاك چين به طور خالص نشانههايي از يك ركود كلي را نشان ميدهد.
تورم دائمي و سياستهاي پولي محدودكننده ناشي از آن براي بخش مالي نيز دردسرساز شده است. در پايان سال 2007، وامهايي كه به فعالان بخش ساخت و ساز و مالكان مسكن تعلق گرفت در مجموع بالغ بر 8/4تريليون يوآن (691ميليارد دلار) شد. حتي نرخ بهره اوليه 10درصد براي اين وامها نيز ميتواند بهرهاي بالغ بر 500ميليارد يوآن را در بخش وام برجاي گذارد. البته اين دليلي براي نگراني مالي نيست، اما ميتواند موجب شود سرمايهگذاران به بانكهاي چيني نگاهي دقيقتر داشته باشند.
![]() |
براساس گزارشها، اوباما در ابتداي ماه مه بيش از 37ميليون دلار در بانك پول داشت. اين مقدار از اين لحاظ حايز اهميت است كه او در اين تاريخ بخش اعظم هزينههايش را در رقابتهاي دور اول انتخابات پرداخت كرده بود.
اوباما در انتخابات روز سهشنبه هفته گذشته توانست به نمايندگي حزب دموكرات نزديكتر شود؛ اما هنوز بايد طي سه انتخابات ديگردور مقدماتي با رقيبش هيلاري كلينتون كه به لحاظ مالي هم ضعيفتر است به مبارزه بپردازد.
بانوي اول سابق آمريكا حدود 22ميليون دلار پول جمعآوري كرده است كه دهميليون آن ظرف دو روز بعد از پيروزياش در پنسيلوانيا در روز 22 آوريل جمع شده است. اين دومين ماه بود كه او توانست ركورد جمعآوري پول خود را بشكند.
مككين نزديك به 18ميليون دلار در ماه آوريل جمعآوري كرد كه علت اين رقم نه چندان مطلوب نحوه شركتش در رقابتهاي انتخاباتي بوده است. او فقط حدود يك سوم آن مقدار را خرج كرده است و هنوز منتظر روشن شدن وضعيتش به عنوان نماينده حزب جمهوريخواه است. او ماه مه را در شرايطي آغاز كرد كه حدود 22ميليون دلار پول در بانك داشت.
قيمت مسكن در مسيري متفاوت به پايينترين حد دو دهه اخير رسيد.
![]() |
اكونوميست پيشنهاد كرد
سياستهاي پولي سختگيرانه براي تورمزدايي
زماني رونالد ريگان تورم را اينگونه توصيف كرد: «به خشني يك كيفقاپ، به ترسناكي يك دزد مسلح و به كشندگي يك قاتل». تا همين اواخر روساي بانكهاي مركزي تصور ميكردند كه اين جاني تبهكار تا پايان عمرش به پشت ميلههاي زندان فرستاده شده است. طي سالهاي اخير به مدد سياستهاي پولي مناسب، تورم جهاني در حد پاييني نگه داشته شده بود، اما اين كيفقاپ بازگشته است!
در شرايطي كه آمريكا در شرف ركود است و رشد در ساير اقتصادهاي كشورهاي توسعهيافته كند شده است، تورم رو به افزايش است. جين كلودتريشه، رييس بانك مركزي اروپا در هفته گذشته درباره اشتباهات دهه 70ميلادي يعني زماني كه هزينه سنگيني به خاطر افزايش تورم بر اقتصادها تحميل شد، هشدار داد. مخاطب سخنان او بانكهاي مركزي كشورهاي ثروتمند بودند اما واقعيت اين است كه اين سياستگذاران كشورهاي نوظهور هستند كه بايد بيشتر توجه كنند. يعني در كشورهايي چون چين، هندوستان، اندونزي و عربستان سعودي حتي اگر آمار رسمي دولت حاكي از افزايش 8 تا 10درصدي قيمتها ظرف يك سال اخير است، در روسيه اين رقم بيش از 14درصد است. در آرژانتين رقم واقعي 23درصد است و در ونزوئلا 29درصد. اگر ارقام را صحيح محاسبه كنيد، دوسوم جمعيت جهان به احتمال زياد از نرخ تورم دورقمي در تابستان امسال رنج ميبرند.در مجموع (و با استفاده از ارقام رسمي) نرخ متوسط تورم جهاني به 5/5درصد افزايش يافته است و اين بالاترين ركورد از سال 1999 تاكنون است. علت اصلي، افزايش شديد قيمتهاي غذا و نفت است كه در هفته گذشته به بيش از بشكهاي 135دلار رسيد. اما نگراني تريشه از اين است كه افزايش تورم انتظارات را از تورم بالا ميبرد و منجر به تقاضاي بيشتر براي پرداخت و باعث افزايش دستمزدها ميشود، اين همان اتفاقي است كه در دهه 70ميلادي روي داد. در آن زمان اشتباه روساي بانكهاي مركزي اين بود كه آنقدر سياستهاي پولي خود را آسان اتخاذ كردند كه افزايش قيمتهاي نفت به سرعت به قيمت ساير اقلام تسري يافت.
پاسخ دو اقتصاددان ارشد به پرسشي قديمي و بحثبرانگيز:
چرا قيمت مسكن هم در تورم بالا رشد كرده است و هم در تورم پايين؟
![]() |
در اوايل سال 2000 بازار مسكن آمريكا داغ شده بود، اما در گزارشهاي مربوط به ارزش جهاني املاك، نشريه اكونوميست هشدار داده بود كه احتمال بروز حباب قيمتهاي مسكن در آمريكا و ساير نقاط جهان وجود دارد و علت آن «خطاهاي پولي» خواهد بود. مردم سرخوش از نرخ پايين بهره بانكي و معاملات تاريخي آن زمان، اقدام به دست گذاشتن روي خانهها كردند و با اين استقبال خود قيمتها را روندي صعودي بخشيدند، اما اين وامگيرندگان همه يك خطا داشتند. آنها تورم را فراموش كرده بودند. نرخ بهره اسمي پايين در اوايل سالهاي 2000ميلادي همراه شده بود با نرخ پايين تورم. بنابراين فدرالرزرو نگران ركود تورمي بود.
و اينكه نرخ بهره منطبق با تورم لزوما رهيافت شگرفي نبود. مارتين اشنايدر و مونيكا پيازسي، اقتصاددانان ارشد بانك مركزي مينهآپليس، مشاهدات خود را اينگونه بيان كردهاند: «خريداران مسكني كه فكر ميكنند نرخ بهره پايين باعث ميشود قيمت خريد يك خانه كمتر شود، از يك خطاي پولي رنج ميبرند».
اگرچه اصطلاح «خطاي پولي» اولين بار توسط جان مينارد كينز مطرح شد، در كتاب سال 1928 اروين فيشر مورد استفاده بسيار قرار گرفت. تعريفي كه فيشر از اين عبارت ارائه داد اينگونه بود: «در نظر نگرفتن اين واقعيت كه دلار يا هر واحد پولي ديگر به لحاظ ارزش، دستخوش فروپاشي يا پيشرفت ميشود». به بيان ديگر صحبت از پول به لحاظ اسمي است و نه قدرت خريد. كسي كه دچار خطاي پولي ميشود متوجه اين موضوع نيست كه تورم، ارزش واقعي پول را به طرزي بيرحمانه در حد يك تكه آهن زنگزده پايين ميآورد.
با وجود اين، بسياري از اقتصاددانان معتقدند كه «خطاي پولي» يك افسانه است. انسانها تا حد زيادي موجوداتي خردورزند و اگر چه تصميمات مالي آنها بيعيب نيست، معقولانه است.
![]() |
صفحات اول روزنامهها و همه اخبار تلويزيوني سرتاسر جهان از زمان وقوع زلزله مملو از پوشش خبري تاسفبار در زمينه جان باختن دهها هزار نفر شد. عمليات نجات سريع و با تمامي قواي دولت چين و سيل خبرهايي كه اين دولت اجازه انتشار آنها را داد، به عموم مردم چين و خارجيان اين امكان را داد كه در همدردي با اين تراژدي مخوف شريك شوند. پس از انتشار خبرهاي بد درباره بازيهاي پكن، اين فاجعه به چين و جهان اين شانس را داد كه ارزيابي مجددي بر عملكردشان داشته باشند.
مخاطبان خارجي، به خصوص غربيها از 19سال پيش كه تظاهركنندگان مدافع دموكراسي، ميدان تيان آن من را اشغال كردند تاكنون، هيچگاه به اين اندازه ابراز همدردي نكرده بودند. در چين شرايط وقوع زلزله، اهميت بازيهاي المپيك در ماه اوت را كاهش داد و اين تصور خارجيها را كه بازيها به نحوي باشكوه و پرعظمت برگزار خواهد شد، تعديل كرد. يك كارشناس علوم سياسي چيني به نام ونران جيانگ ميگويد: «اين يك تغيير جهت است. ما شاهد يك آشتي هستيم.» رهبران كشورهاي ديگر پيام تسليت فرستادند و به جاي آنكه در مورد بايكوت المپيك بحث كنند، كمك ارسال كردند. جو موجود با جو چند هفته پيش تفاوت بسيار دارد. همين چند هفته پيش بود كه شورش تبتيها در برابر حكومت چين و تظاهرات پرآشوب در كشورهاي ديگر براي متوقف ساختن مشعل المپيك، تفاوت گسترده ميان جهانبيني چينيها و جهانبيني خارجيان را نمايان ساخت.